۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه

آداب رفتار با خود

همه ما مدتی را صرف می کنیم که بیاندیشیم با فلان شخص یا بهمان مسئله زندگی چطور کنار بیایم و در موقعیت های مختلف چطور ظاهر شویم. منبعمان هم بیشتر اوقات، عرف است. یعنی آنچه بین عموم مردم جریان دارد و پسندیده به شمار می آِید. اما آیا هیچ توجه کرده ایم که در میان این همه آداب و مناسک، خود ما به عنوان شخصی مستقل و منحصر به فرد چه جایگاهی داریم؟ ما غالباً خود را فراموش می کنیم. در حالی که هر فرد از ما به جهت موقعیت خانوادگی، تحصیلی، اجتماعی، سنی، مذهبی و عاطفی ویژگی هایی دارد که رفتار او را در موقعیتی خاص تعیین می کند. البته ما معمولا به برخی از اینها توجه داریم. اما به خودمان به عنوان محور همه این ویژگی های منحصر به فرد کمتر توجه داریم. شاید رفتاری که ما از خود بروز می دهیم با تمام معیارهای مخصوص به خودمان سازگار باشد ولی بی توجه به خودمان و برای خوشایند دیگران باشد. خطر در همین جاست. ما باید مراقب باشیم که هر آنچه انجام می دهیم در جهت کمال خودمان باشد. گمان می کنید این خود خواهی است؟! شاید باشد. اما اگر چنین خودخواهیی را نداشته باشیم خیلی چیزها ما را تکان خواهد داد و دچار آشوب و افسردگی می کند مانند بی توجهی های دیگران به کارهایی که انجام می دهیم، مثل عادی شدن برخی از کارها و افسردگی و دلزدگی از آنها  و یا تأسف خوردن از نداشتن چیزهایی که دیگران دارند و خیلی از مشکلات روانی که گریبانمان را خواهد گرفت. پس می بینید که خودخواهی از این جهت به صلاحمان است. بهتر است که شخصی باشیم که به خودش، وقتش، فکرش و آنچه برایش روی می دهد احترام می گذارد و سعی می کند که به بهترین وجه عمل کند که بهترین نتیجه عائدش شود و شخصیتش در طی این مراحل و رفتارها متکامل شود و آنقدر بزرگ و بزرگوار باشد که رفتار دیگران و تحسین و تقبیح و بی تفاوتیشان در سعی وی خللی ایجاد نکند و انگیزه های او را آلوده نکند. اگر ما بتوانیم چنین باشیم کم کم از پوسته قبلی خود که شاید فردی حساس و زود رنج و دمدمی مزاج و تند خو و پر توقع و.... به در می آییم و می توانیم با شادی هر آنچه را که برای تکامل شخصیتمان مفید است انجام دهیم.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر